کوش نامه Koosh-Nameh

درباره متون حماسي و اساطير ايران و جهان و همه‌ی کسانی که به فرهنگ و ادب ایران زمین خدمت کرده و می کنند.

بازهم خبر درگذشت استاد بزرگ دیگری

دکتر رضا انزابي‌نژاد، استاد زبان و ادبيات فارسي دانشگاه فردوسي در ساعات پایانی روز جمعه 4 اسفند 91 دار فانی را وداع گفت و به دیار باقی شتافت.
از آثار وی می توان به تصحیح منطق الطیر عطار و چهار مقاله ( با همکاری سعیدالله قره بگلو)،,وامق و عذرای نامی با همکاری غلامرضا طباطبایی مجد(چاپ مرکز نشر دانشگاهی)، برگزیدۀ مرصاد العباد و گزیدۀ کلیله و دمنه اشاره کرد.
یاد آوری می شود، جشن‌نامۀ دکتر انزابی نژاد با عنوان "چون من در اين ديار..." به کوشش دکتر راشد محصل، دکتر محمدجعفر یاحقی و دکتر سلمان ساکت گردآوری و در سال 1389 توسط انتشارات سخن به چاپ رسید.

روانشان شاد و قرین رحمت الهی باد.

دکتر یاحقی درگفتگویی که با میراث مکتوب کرده اند درباره ایشان گفته اند:

"دکتر انزابی اهل آذربایجان بود ولی با خراسانی ها وصلت کرده بود. خود او می گفت: «گمان می کردم که همسرم را به آذربایجان خواهم برد اما خراسان مرا به خود کشاند». هر چند خراسان را دوست داشت و در جوانی خود هم در آموزش و پرورش گناباد و نیشابور خدمت کرده بود، امّا گاه گمان می کردم که او را در خراسان غربت گرفته است.
وفاداری به اصول خانوادگی و همسر، ویژگی مهم دیگری بود که در دکتر انزابی وجود داشت. همسر او 3- 4 سال در بستر بیماری بود و من شاهد بودم که دکتر انزابی نژاد به تن خویش از او پرستاری می کرد و تعلق خاطر خاصی به این خدمتگزاری داشت. وابستگی عاطفی و انسانی خاص او به همسرش برای من بسیار باارزش بود. متأسفانه همسر او سه سال پیش از دنیا رفت و به گمان من یکی از دلایل بیماری ایشان فقدان همسرش بود.
دکتر انزابی نژاد حدود 2- 3 سالی بود که تقریبا بیکار شد. آلزایمر سختی به سراغش آمد. دوستانش را نمی شناخت؛ فقط در خانه بود و از این بابت رنج بسیار می برد. در سال های اخیر به فکر افتادیم که از او تجلیل کنیم. در سال 1389 مجموعه مقالات «چون من در این دیار» که شامل مطالب و نوشته های بسیار وزین و خوبی از دوستداران دکتر انزابی است، فراهم شد. یکی از آخرین دفعاتی که به دانشگاه آمد حضور در مجلس بزرگداشت خودش بود که به دلیل بیماری قادر به صحبت هم نبود. به هر حال بسیار خوشحال هستیم که توانستیم در زمان حیات او برایش مراسم بزرگداشتی برگزار کنیم. دکتر انزابی نژاد کسی است که فقدانش برای جامعه علمی کشور بسیار بزرگ و غیرقابل جبران خواهد بود. روحش قرین رحمت"



[ یکشنبه 06 اسفند 1391 ] [ 17:02 ] [ koosh-nameh ] [ ارسال نظر(0) ]
کتابی تازه از شاهنامه پژوه و شاهنامه شناس ارجمند دکتر سجاد آیدنلو و خبری ناگوار

بازهم چشممان به جمال کتابی و نوشته ای دیگر از دوست ارجمند و گرامی ام دکتر سجاد آیدنلو روشن شد؛کتابی تحت عنوان "طومار نقالی شاهنامه با مقدمه، ویرایش و توضیحات سجاد آیدنلو از سوی انتشارات به نگار به چاپ رسید."

در خوشحالی چاپ تازه کتاب دکتر آیدنلو بودم که خبر درگذشت استاد ارجمند دیگری از حوزه شاهنامه پژوهی غمگینم کرد خبر با این عنوان در سایت مرکز پژوهشی میراث مکتوب درج شد:"«عزیزالله جوینی» شاهنامه پژوه درگذشت "  روحشان شاد و قرین رحمت الهی باد.

درگذشت این استاد بزرگ شاهنامه شناس را به همه دوستان،آشنایان،دانشجویان و علاقمندان به حوزه ادب حماسی ایران به وپژه شاهنامه پژوهان تسلیت عرض می نمایم.

[ شنبه 28 بهمن 1391 ] [ 22:56 ] [ koosh-nameh ] [ ارسال نظر(0) ]
نسخه خطی ملل و نحل شهرستانی

با رجوع به لینک های پایین در آخر صفحه روی دکمه "اضغط هنا" کلیک کنید تا بتوانید نسخه را که به صورت فایل Rar هستش رادانلود کنید.

 

http://wadod.com/bookshelf/book/329

http://wadod.com/bookshelf/book/328

[ شنبه 21 بهمن 1391 ] [ 10:55 ] [ koosh-nameh ] [ ارسال نظر(1) ]
نسخه خطی شرح معلقات سبعه

با رجوع به لینک پایین در آخر صفحه روی دکمه "اضغط هنا" کلیک کنید تا بتوانید نسخه را که به صورت فایل Rar هستش رو دانلود کنید.

http://wadod.com/bookshelf/book/446

[ شنبه 21 بهمن 1391 ] [ 10:53 ] [ koosh-nameh ] [ ارسال نظر(1) ]
الشعر و الشعرای ابن قتیبه دینوری

تو این سایت میتونید تصحیح های گوناگونی از کتاب الشعر و الشعرا را یافته و بسته به سلیقه خود دانلود نمایید.

http://www.ketabpedia.com/search/bookname/الشعر_و_الشعرا/

[ شنبه 14 بهمن 1391 ] [ 22:29 ] [ koosh-nameh ] [ ارسال نظر(3) ]
سخن نوشته های ابوالفضل خطیبی

یکی از بهترین و علمی ترین وبلاگ هایی هست که درباره شاهنامه هست.دوست بزرگوارم و اندیشمندم آقای ابوالفضل خطیبی در این وبلاگ مطالبی را درباره شاهنامه بیان کرده اند که بسیار زیبا و دل انگیز هستش.

[ چهارشنبه 04 بهمن 1391 ] [ 15:16 ] [ koosh-nameh ] [ ارسال نظر(1) ]
شاهنامه نسب نامه ایرانیان است . استاد مجتبی مینوی

خبرنگار امرداد - شهداد حیدری :
«درباره‌ي مجتبا مينوي گفته‌اند كه به شاهنامه عشق مي‌ورزيد. اين عشق از دلبستگي بسيار او به ايران و زبان و فرهنگ باستاني اين سرزمين سرچشمه مي‌گرفت. او حماسه‌ي استاد توس را بالاترين شاهكار قوم ايراني مي‌شناخت و مي‌گفت كه شاهنامه نه تنها ميراث ملي و فرهنگي ماست، بلكه نسب‌نامه‌ي قوم ايراني و پايه‌ي استوار زبان فارسي است.»
بوذرجمهر پرخيده، كتاب‌شناس و پژوهنده‌ي فرهنگ ايران، مجتبا مينوي را كوشنده‌اي برشمرد كه در بازشناخت تاريخ و فرهنگ ايران و پديداري جنبش‌ نوين ادبي و فرهنگي ايرانيان، اثرگذار و راهگشا بوده است. او در آغاز سخنانش، به روزگار و سالياني اشاره كرد كه مينوي در خانواده‌اي فرهنگي باليد و دانش آموخت و گام‌هاي نخستين پژوهش‌هاي تاريخي و ادبي را برداشت. پرخيده گفت:«مينوي در ١٩ بهمن ١٢٨٢ و در زماني زاده شد كه خانواده‌ي او در شهر سامره‌ي عراق بسر مي‌بردند. پدرش جامه‌ي روحانيت مي‌پوشيد. اما هنگامي كه به ايران بازگشتند، سال‌هاي آغازين انقلاب مشروطيت و هم‌زمان با اعدام شيخ‌ فضل‌اله نوري بود. از اين‌رو پدر مينوي، كه از مشروطه خواهان بود، چنين انديشيد كه جامه‌ي روحانيت را كنار بگذارد و به كار در عدليه‌ي(دادگستري) رشت بپردازد. مجتبا مينوي در دارالمعلمين همين شهر درس خواند و زماني كه در سال ١٣٠٢ به پايتخت بازگشت، كار تندنويسي در مجلس شوراي ملي را بردوش گرفت. در آن زمان كه دستگاه‌ ضبط صوت نبود، همه‌ي گزارش‌ها و سخنراني‌ نشست‌هاي مجلس را تندنويسي مي‌كردند. تنگناهاي مالي خانواده‌ي مينوي، او را ناگزير كرده بود تا براي حقوقي ناچيز، تن به چنين كار دشواري بدهد. در همين سال‌ها بود كه در نزد پرفسور ”هرتسفلد“ آلماني، زبان پهلوي را آموخت. آشنايي او با تقي‌زاده و فروغي نيز در اين ساليان روي داد. مينوي را پس از چندي به سرپرستي دانش‌آموختگان ايراني در فرانسه برگزيدند. اما كار سرپرستي را بسيار زود رها كرد و به ايران بازگشت.»


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 03 بهمن 1391 ] [ 16:31 ] [ koosh-nameh ] [ ارسال نظر(0) ]
سایت کتاب بدیا

تو این سایت انواع کتب نایاب پیدا می شه خیلی عالیه،حتما یه سری بزنید.

http://www.ketabpedia.com

[ چهارشنبه 27 دی 1391 ] [ 15:43 ] [ koosh-nameh ] [ ارسال نظر(1) ]
كاربرد واژه‌ی «فرهنگ» در شاهنامه‌ی فردوسي


 
●  



ناصر تكميل همايون :
واژه‌ي «فرهنگ» در ادبيات، فلسفه و كلام ايران ريشه‌اي ژرف دارد. اما بايد ديد كه از چه سده‌اي در كتاب‌ها آمده است و چه دگرگوني‌هايي پيدا كرده تا به زمان ما رسيده است. من اين واژه را در زبان‌هاي اروپايي و حتي سانسكريت و لاتين بررسي كرده‌ام و دريافته‌ام كه واژه‌ی فرهنگ در زبان فارسي، معنايي بسيار گسترده‌تر از زبان‌هاي ديگر دارد.
دو گونه سخن درباره‌ی واژه‌ی فرهنگ هست. برخي مي‌گويند كه در زبان‌هاي پيش از پهلوي، «فر» يك معنا داشته است و «هنگ» معنايي ديگر؛ و سپس در زبان پهلوي گونه‌ی تركيبي آن پديد آمده است. آن‌ها «فر» را به معناي بالا و بلندي و سرافرازي مي‌گيرند كه در شاهنامه نيز به اين معنا فراوان آمده است؛ و «هنگ» را نيز به معناي قصد و آهنگ مي‌دانند. پس فرهنگ يعني آهنگ و قصد بلندي كردن.  گروهي نيز بر اين باورند كه واژه‌ی فرهنگ به گونه‌اي تركيبي در زبان پهلوي وجود داشته است.

 


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 13 دی 1391 ] [ 16:23 ] [ koosh-nameh ] [ ارسال نظر(0) ]
فر در شاهنامه

 

 

 

 

از يك سو «فر» و گونه‌های آن و از ديگر سو ویژگی‌هاي دارنده فر و تاثیری که بر رویدادها می‌گذاشته، ازجستارهای دلکش و زیبای شاهنامه است. آن‌چه درپی می‌آید گفتاری است درهمین باره که کوتاه شده و برگرفته ازدوکتاب زیر است: الف – «فر درشاهنامه»،علیقلی اعتماد مقدم ،ازانتشارات وزارت فرهنگ و هنر پیشین – 1355 ؛ ب – «بررسی فر درشاهنامه فردوسی»، بهروز ثروتیان ،دانشگاه تبریز – 1350
 1 – فر چیست؟
به گفته شاهنامه، مردم ایران بر این باور بوده‌اند که خداوند به هستی، نیرويی به نام «فر» می‌بخشد و هرکس و هرچیز از آن برخوردار است. هر دسته ازمردمان دارای فر ویژه‌ي خود هستند، مانند: فر ایزدی، فر کیانی، فر شاهی، فر موبدان، فر پهلوانی و . . . با بودن این فر است که فرهمندان دست به آفریدن و یافتن می‌زنند. مانند بیرون کشیدن آهن ازکانها، ساختن ابزار با آن، رام کردن جانوران، برپاکردن ساختمان‌ها، پزشکی و بسیار کارهای ديگر.
دارنده‌ي فر بر اهریمن دست می‌یابد، جهان را از بدی می‌رهاند، جلو جادو را می‌گیرد و همه کارها با فر او رو به بهتری می‌رود. شهریار فرهمند، می‌تواند پیشوای دین شود و مردم را به سوی روشنایی رهبری کند. اگر شهریاری خداوند را به یاد نیاورد فر او گسسته می‌شود و کشور روبه ویرانی می‌رود. ستمگری شوند(سبب) بی‌فرهی می‌شود و با سالخوردگی فر از شاه دور می‌شود و با نزدیکی مرگ، فر تیره می‌شود.

ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 23 آبان 1391 ] [ 16:30 ] [ koosh-nameh ] [ ارسال نظر(0) ]