یکی از بهترین و علمی ترین وبلاگ هایی هست که درباره شاهنامه هست.دوست بزرگوارم و اندیشمندم آقای ابوالفضل خطیبی در این وبلاگ مطالبی را درباره شاهنامه بیان کرده اند که بسیار زیبا و دل انگیز هستش.
کوش نامه Koosh-Namehدرباره متون حماسي و اساطير ايران و جهان و همهی کسانی که به فرهنگ و ادب ایران زمین خدمت کرده و می کنند. صفحه اصلی | عناوین مطالب | تماس با من | پروفایل | طراح قالب |
آخرین مطالبپیوندها
|
سخن نوشته های ابوالفضل خطیبی
یکی از بهترین و علمی ترین وبلاگ هایی هست که درباره شاهنامه هست.دوست بزرگوارم و اندیشمندم آقای ابوالفضل خطیبی در این وبلاگ مطالبی را درباره شاهنامه بیان کرده اند که بسیار زیبا و دل انگیز هستش. [ چهارشنبه 04 بهمن 1391 ] [ 15:16 ] [ koosh-nameh ]
[
ارسال نظر(1)
] شاهنامه نسب نامه ایرانیان است . استاد مجتبی مینوی
خبرنگار امرداد - شهداد حیدری : ادامه مطلب [ سهشنبه 03 بهمن 1391 ] [ 16:31 ] [ koosh-nameh ]
[
ارسال نظر(0)
] سایت کتاب بدیا
تو این سایت انواع کتب نایاب پیدا می شه خیلی عالیه،حتما یه سری بزنید. [ چهارشنبه 27 دی 1391 ] [ 15:43 ] [ koosh-nameh ]
[
ارسال نظر(1)
] كاربرد واژهی «فرهنگ» در شاهنامهی فردوسي
ادامه مطلب [ چهارشنبه 13 دی 1391 ] [ 16:23 ] [ koosh-nameh ]
[
ارسال نظر(0)
] فر در شاهنامه
از يك سو «فر» و گونههای آن و از ديگر سو ویژگیهاي دارنده فر و تاثیری که بر رویدادها میگذاشته، ازجستارهای دلکش و زیبای شاهنامه است. آنچه درپی میآید گفتاری است درهمین باره که کوتاه شده و برگرفته ازدوکتاب زیر است: الف – «فر درشاهنامه»،علیقلی اعتماد مقدم ،ازانتشارات وزارت فرهنگ و هنر پیشین – 1355 ؛ ب – «بررسی فر درشاهنامه فردوسی»، بهروز ثروتیان ،دانشگاه تبریز – 1350 1 – فر چیست؟
به گفته شاهنامه، مردم ایران بر این باور بودهاند که خداوند به هستی، نیرويی به نام «فر» میبخشد و هرکس و هرچیز از آن برخوردار است. هر دسته ازمردمان دارای فر ویژهي خود هستند، مانند: فر ایزدی، فر کیانی، فر شاهی، فر موبدان، فر پهلوانی و . . . با بودن این فر است که فرهمندان دست به آفریدن و یافتن میزنند. مانند بیرون کشیدن آهن ازکانها، ساختن ابزار با آن، رام کردن جانوران، برپاکردن ساختمانها، پزشکی و بسیار کارهای ديگر.
دارندهي فر بر اهریمن دست مییابد، جهان را از بدی میرهاند، جلو جادو را میگیرد و همه کارها با فر او رو به بهتری میرود. شهریار فرهمند، میتواند پیشوای دین شود و مردم را به سوی روشنایی رهبری کند. اگر شهریاری خداوند را به یاد نیاورد فر او گسسته میشود و کشور روبه ویرانی میرود. ستمگری شوند(سبب) بیفرهی میشود و با سالخوردگی فر از شاه دور میشود و با نزدیکی مرگ، فر تیره میشود. ادامه مطلب [ سهشنبه 23 آبان 1391 ] [ 16:30 ] [ koosh-nameh ]
[
ارسال نظر(0)
] انتشار کتاب گوی بالدار:نشان خورشید،شاهین و اهورامزدا
پس چند سال انتظار و سپری شدن موانع موجود، کتاب «گوی بالدار: نشان خورشید، شاهین و اهورامزدا» منتشر شد. نگارنده در این کتاب کوشیده است تا رد این نشان و اجزای گوناگونِ تشکیلدهنده آنرا از دورترین زمانها و در میان سرزمینها و مردمان گوناگون دنبال کند و چشماندازی به سیر تطور و تکامل این نشان بگشاید. در این کتاب، اجزای تشکیلدهنده نشان مشهور گوی بالدار (همچون گوی، بال، مرد و ستاره) در گذر زمان و تا سده نهم پیش از میلاد که به شکل نهایی خود میرسد، و نیز تا سده چهارم پیش از میلاد که برای همیشه ناپدید میشود، بررسی شده است. همراه کتاب حدود ۱۱۰ عکس و طرح که به لطف و یاری خانمها نرگس فراهانی، طاهره افضلی و مریم (پگاه) امینی منحصراً برای همین کتاب ترسیم شدهاند، به چاپ رسیده و تحلیل شدهاند. سرگذشت پرفراز و نشیب نشان گوی بالدار در واپسین سالهای پادشاهی هخامنشیان به سرانجام رسید. نشان محبوب و فراگیری که تاریخچهای دستکم سه هزار و پانصد ساله را در پشت سر خود داشت. در آغاز، تصویرهای خورشید، شاهین و خدایان تجلییافته در سیارات بگونهای مستقل و متمایز ترسیم میگردند و سپس به مرور زمان و با انتقال و تقابل فرهنگها، به اشکال انتزاعی و تجریدی در میآیند. سپستر، ادغام و اینهمانی آنان با یکدیگر آغاز میگردد. ابتدا، ادغام گوی خورشید با بالهای شاهین روی میدهد و بعدها، ادغام مستقل گوی خورشید و بالهای شاهین با مرد-خدایان تجلییافته در سیارات گوناگون. در آخرین مرحله تکامل که در سده نهم پیش از میلاد روی داد، هر سه جزء گوی خورشید، بال شاهین و مرد-خدای سیاره مشتری که در ایران با نام اهورامزدا و در سرزمینهای دیگر با نامهایی متفاوت شناخته میشد، با یکدیگر ترکیب میشوند. این ترکیب نهایی در گذر زمان و در رفتوآمدهای میان فرهنگها و تمدنهای گوناگون، آرایهها و مشخصههای گوناگون و متنوعی را به خود میپذیرد تا به آخرین نمونههای خود که در تختجمشید دیده میشود، میرسد.
[ یکشنبه 07 آبان 1391 ] [ 22:11 ] [ koosh-nameh ]
[
ارسال نظر(4)
] مازندران و شاهنامه،چرا در شاهنامه، مازندران سرزميني ناايراني است؟
ادامه مطلب [ شنبه 25 شهریور 1391 ] [ 08:50 ] [ koosh-nameh ]
[
ارسال نظر(7)
] شعری از وحید عمرانی
آغوشت را که باز می کنی برایم گناه پدرم آدم را فراموش می کنم بیچاره حق داشت من هم تاب مقاومت ندارم پیش وسوسۀ سیب!
[ پنجشنبه 01 تیر 1391 ] [ 08:21 ] [ koosh-nameh ]
[
ارسال نظر(0)
] منشا داستانهای رستم به روایت وبلاگ بهشت گمشده آریاییان
منشا داستانهای رستم:
یکی از اسرار تاریخ اساطیری ما هویت شخصیت داستانی پهلوانی به نام رستم است. هزاران سال است که از فراموشی هویت او در طول تاریخ گذشته و محققان زیادی درصدد برآمدند تا هویت او را شناسایی کنند اما تا این تاریخ هویت این پهلوان اسطوره ای همچنان ناشناخته مانده است. هیچ اثری از او در کتیبه ها یا سنگ نبشته های بجامانده در فلات ایران یافت نمیشود. با این حساب این سئوال پیش می آید که یا او وجود تاریخی نداشته و داستانهایش داستانهای ساختگی مردمی رویا پرداز و خرافه پرست بوده است و یا به استناد شاهنامه فردوسی او یل قبایل وحشی سکایی بوده است که در اینصورت لاجرم داستانهای او پس از مهاجرت اقوام سکایی به سیستان به داستانهای اساطیری ملت ایران افزوده شده است. در مورد رستم نظرات دیگری هم ارائه شده است. گروهی همسو باشادروان استاد مهرداد بهار متوجه اساطير يوناني ميباشند و باوجوديكه کمترین شباهت بين شخصیت رستم با شخصيت داستانی پهلوان تروایی بنام هكتور وجود دارد ماجراهاي رستم و اسفنديار رویین تن را متاثر از داستان نبرد هکتور Hektorپسر پریام فرمانروای سرزمین تروا میدانند که در نبرد با آشیل یا آخیلوس رويين تن یونانی کشته شد.
ادامه مطلب [ پنجشنبه 01 تیر 1391 ] [ 08:11 ] [ koosh-nameh ]
[
ارسال نظر(0)
] آیا شاهنامه پانصدبیت بد دارد؟ سخن نوشته ای از ابوالفضل خطیبی
اين نوشتار از وبلاگ استاد ابوالفضل خطيبي نقل مي شود :
"دوست عزیزم جناب آقای دکتر سجّاد آیدنلو برای دیدنم به فرهنگستان آمد با شمارۀ جدید گزارش میراث در دست. جستار خود را با عنوانِ «آیا شاهنامه پانصد بیت بد دارد؟» به نگارنده نشان داد با توضیحاتی دربارۀ برداشت خود از بیتهای شاهنامه که بدین موضوع اشاره دارد. در آن زمان توضیحات او به نظرم قانع کننده می نمود و به خود او هم همین را گفتم، ولی اکنون که جستار او را دقیقتر خواندم، نظر دیگری دارم. در زیر سه بیت مربوط به این موضوع را می آورم و دربارۀ آنها به بحث می پردازم:
بود بیت شش بار بیور هزار/ سَخُنهای شایسته و غمگسار
نبیند کسی نامۀ پارسی/ نبشته به ابیات صد بار سی
اگر بازجویی در او بیت بد/ همانا که کم باشد از پانصد[1]
دکتر آیدنلو بیت سوم را موقوف به بیت پیش از آن دانسته اند. معنی او از این بیتها چنین است:
ادامه مطلب [ پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 ] [ 08:19 ] [ koosh-nameh ]
[
ارسال نظر(0)
]
|
درباره وبلاگ
این وبلاگ درباره شاهنامه و متون حماسي پس از آن و نيز به متون حماسي جهان خواهد پرداخت.
كتابها و مقالات و همايش هاي راجع به شاهنامه و متون حماسي ايران و جهان در اين جا معرفي و اطلاع رساني خواهند شد.
منظومه ي كوش نامه در زمره ي حماسه هاي ملي، اساطيري و پهلواني است كه حكيم ايرانشاه بن ابي الخير در قرن ششم ه.ق آن را به نظم درآورده است. اين كتاب داستان كوش پيلگوش، برادر زاده ي ضحاك است كه سال هاي طولاني در چين، مغرب و آفريقا با قدرت و ستمگري فرمانروايي كرده و در اين مدت همواره با جمشيديان به دشمني و نبرد مي پردازد، اما سرانجام، راه دادگري و يزدان پرستي پيشه مي كند. اين كتاب، حاوي شرح ويژگي هاي تعدادي از شخصيت هاي اساطيري است. در منظومه، همچنين، قهرماناني حاضرند كه حكيم فردوسي نيز از تعدادي از آن ها پيشتر و با روايتي متفاوت سخن گفته است. با بررسي اين قهرمانان مشترك و شباهت ها و تفاوت هاي داستاني ميان آن ها در مي يابيم مآخذ دو منظومه، تا حدودي با يكديگر متفاوت بوده اند كه ارائه ي آن ها به پربار كردن فرهنگ تاريخ اساطيري و حماسه ي ملي ياري مي رساند.
نویسندگانآرشیو موضوعیآرشیو ماهانهدیگر امکانات |