کوش نامه Koosh-Nameh

درباره متون حماسي و اساطير ايران و جهان و همه‌ی کسانی که به فرهنگ و ادب ایران زمین خدمت کرده و می کنند.

بدون شرح!

 

آن که آيد ز دست دل به امان



و آنکه آيد ز دست جان به ستوه



گاه , سر مينهد به سينه ي دشت



گاه , رو ميکند به دامن کوه



تا زند در پناه تنهائي ,



دست در دامن شکيبائي



غافل از اين بود که تنهايي ,



سر نهادن به کوه و صحرا نيست



با طبيعت نشستنش هوس است !



چون نکو بنگرند تنها نيست



اي دل من بسان شمع بسوز !



باز , (( تنها ميان جمع )) , بسوز !
 -
[ دوشنبه 09 دی 1392 ] [ 18:07 ] [ koosh-nameh ] [ ارسال نظر(0) ]
بررسی تأثیر شاهنامه در امثال فارسی بر پایۀ امثال‌و‌حکم دهخدا

نشریه جستارهای ادبی شماره 182 منشر شد. در این شماره از آقای عباس واعظ زاده و دکتر محمد جعفر یاحقی مقاله ای تحت عنوان ذکر شده به چاپ رسیده که چکیده آن به شرح ذیل می باشد:

 

«شاهنامة فردوسی به دلیل ویژگی‌های منحصر به فردی چون اشتمال بر تاریخ و فرهنگ دیرینه و پرافتخار ایران زمین، توجه همة طبقات مردم ایران از جمله عوام را به خود جلب کرده است. یکی از نمودهای توجه عوام به شاهنامه را می‌توان در امثال رایج در بین آن‌ها مشاهده کرد. مصراع ها، ابیات و مضامینی از شاهنامه که به عنوان مَثَل بر سر زبان‌ها افتاده یا مثل‌هایی که حول داستان‌ها، شخصیت‌ها، سراینده و خود واژة شاهنامه شکل گرفته است، از نفوذ گسترده و عمیق شاهنامه در «حکمت توده» حکایت دارد. هدف این مقاله بررسی نقش و سهم فردوسی و شاهنامه در مثل های فارسی موجود در امثال و حکم دهخدا و کندوکاو در این مثل-هاست. برای این منظور با دو رویکرد اثرمحور و مثل محور به بررسی امثال مأخوذ از شاهنامه پرداخته و این امثال را از لحاظ گونه شناسی و موضوعی مورد بررسی قرار داده ایم. در پایان نیز به بررسی دلایل فراوانی امثال و حکم مأخوذ از شاهنامه و تفکیک مثل ها و ارسال المثل های شاهنامه پرداخته ایم».

 

اصل مقاله و دیگر مقالات این نشریه را می توایند از آدرس زیر دانلود کنید:

 

 

http://jm.um.ac.ir/index.php/LITERARY/issue/view/1157

 

 

[ چهارشنبه 13 آذر 1392 ] [ 18:19 ] [ koosh-nameh ] [ ارسال نظر(1) ]
حماسه های معروف جهان

به نقا از وبلاگ : 

http://hamasemelli.blogfa.com

 

آسيا

اروپا

ارمنستان :دلاوران ساسون اسپانيا : دن كيشوت       
اعراب : عنتره بن شداد استوني : كالويپوگ

اغوزها :دده قورقود

اسكاتلند: بروس
اندونزي : كاكاوين رامايانا اسكانديناوي : اداي شاعرانه
اوستيا : حماسه ي نرت آلباني : عود كوهستان
ايران زمين : شاهنامه آلمان : سرود نيبلونگ ها
باشقیرستان : اورال باتو انگلستان : بئوولف
بلوچستان : هانی و شیخ مرید اوکراین : داستان لشکر ایگور
تامیل : پنج حماسه ی بزرگ ایتالیا : کمدی الهی
تایلند : راماکین ایرلند : گاورانی کولی
تبت : حماسه گسارخان پرتغال : لوسیادها
ژاپن : داستان هیکه روم : انه اید
فیلیپین : فلورانته و لورا فرانسه : سرود رولاند
قرقیزستان : مناس فلاندر : شیر فلاندر
کامبوج : رئامکر فنلاند : کالوالا
گرجستان : پلنگینه پوش لتونی : لاچپلسیس
لائوس : پرا لاک پرا لام  لهستان : استاد تادئوس
مالزی : حکایت هانگ توآه لیتوانی : فصول
مغولستان : ژنگر مجارستان : مخاطرات سیگت
میان رودان : گیلگامش هلند : رینارد روباه
میانمار : یاما زاتداو یونان باستان : ایلیاد - ادیسه
هندوستان : مهابهاراتا - رامایانا  
ویتنتام : داستان کیو  

 

 
 
 

آفريقا

آمريكا

مالي : سونجاتا آرژانتين : مارتين فيرو
  شيلي : آروكانا

 

 

[ یکشنبه 10 آذر 1392 ] [ 18:04 ] [ koosh-nameh ] [ ارسال نظر(0) ]
تعريف حماسه

حماسه يكي از انواع ادبي و در لغت به معنای دلاوری و شجاعت است و دز اصطلاح، شعری است داستانی با زمینه ی قهرمانی، قومی و ملی که حوادثی خارق العاده در آن جریان دارد. دراین نوع شعر، شاعر هیچ گاه عواطف شخصی خود را در اصل داستان وارد نمی کند و آن را طبق میل خود تغییر نمی دهد، به همین سبب در سرگذشت یا شرح قهرمانی های پهلوانانه و شخصیت های داستان خود، هرگز دخالت نمی کند و به میل خود درمورد آنها داوری نمی کند. حماسه شرح دوران قبل تاريخ است. گزارشي از اوضاع و احوال نخست و تاريخ صدور جهان و روزگار مردمان نخستين را ترسيم مي‌كند. در حماسه سخن از جنگ‌هايي است كه براي استقلال يا بيرون‌راندن و شكست دشمن يا كسب نام و به‌دست آوردن ثروت صورت گرفته است. از اين رو حماسه هر ملتي بيان‌كننده آرمان‌هاي آن ملت است. در حماسه، تاريخ و اساطير، خيال و حقيقت به هم آميخته و سخن از نخستين‌ها و اوايل مي‌رود، يعني چه كسي نخستين بار آتش را كشف كرد يا اينكه خط چگونه آموخته شد. نخستين كوشش‌هاي ذهني بشر در رويارويي با مرگ، زندگي‌، عشق و نفرت، گذشت و فداكاري در حماسه مطرح است و اينكه جهان نخستين و عصر آفرينش چگونه بوده است. در اين حوزه، بشر در مقابل خدايان و جهان ناشناخته قرار دارد. اسم ديگر حماسه شعر پهلواني است كه به صورت قصص وافسانه‌هاي شفاهي سينه به سينه نقل مي‌شده و ضرورتاً به صورت مكتوب نوشته شده است، مثلاً‌ داستان رستم و سهراب تا زمان فردوسي به صورت مدرن و مكتوب نبوده و فردوسي به سبب ضرورتي كه براي تدوين تاريخ ملي ايران احساس مي‌شده آنرا به نظم كشيده است. اصولاً ‌حماسه به مقتضاي دوره كتابت و تدوين تغييراتي مي‌كند و در لايه‌هايي از منطق و آيين و رسوم آن عصر پوشيده مي‌شود در این جا، شاعر با داستان هایی شفاهی و مدون سروکار دارد که در آنها شرح پهلوانی های عواطف و احساسات مختلف مردم یک روزگار و مظاهر میهن دوستی و فداکاری و جنگ با تباهی و سیاهی ها آمده است. حماسه گونه‌ای از متون وصفی است که به توصیف اعمال پهلوانی و افتخارات و بزرگی‌های قومی یا فردی می‌پردازد. محققان منظومه‌های حماسی را به دو نوع تقسیم کرده‌اند: منظومه‌های حماسی طبیعی و ملی که خود به دو گونه حماسه‌های اساطیری و پهلوانی تقسيم مي شوند  مانند قسمت عمده‌ای از شاهنامه و منظومه‌های حماسی تاریخی مانند اسکندرنامه بخش می‌شود و منظومه‌های حماسی مصنوع همچون هانرید اثر ولتر. در اين نوع ادبيات مفاخره و مدح نيز جنبه حماسي دارد. مفاخره مانند مفاخره های خاقاني، مدح مانند مدایح فرخي.

[ یکشنبه 10 آذر 1392 ] [ 17:52 ] [ koosh-nameh ] [ ارسال نظر(1) ]
نقش و کاربرد قصه در ادب فارسی/ ژاله آموزگار

قصه از برجسته ترین و رایج ترین گونه های ادبیات عامه است كه با طبیعت و زندگی مردم پیوند نزدیك دارد ، گوناگونی یك قصه و نقل آن به این سبب است كه ادبیات عامه در آغاز صورت شفاهی داشته و از فرد به فرد و نسل به نسل دیگر انتقال یافته و سپس برای بقا و استمرار در هر عصر و دوره و در هر جامعه و فرهنگ، خود را با نظام اجتماعی رایج تطبیق داده و با الگو های اجتماعی آن جامعه و آن دوره هم نوا نموده است .

ساخت معنایی قصه بر دو اصل واقع گرایی و خیال پردازی نهاده شده است. آمیختگی این دو اصل یا خصلت ، قصه را زیباتر و دل پذیر و مقبول طبع عام و خاص كرده است . قصه انگاره ها و تصویر هایی از زندگی مردم زمانه، شیوه ی كار و تولید ، مناسبات میان افراد و گروه ها و طبقات، تضاد طبقاتی و ستیزه جویی های اجتماعی، رفتار و روابط خانوادگی و خویشاوندی، گرایش های قومی و مذهبی، اندیشه و احساس، آداب و رسوم متداول در جامعه ها را به زبان ساده یا به زبان نمادی (سمبلیك) و به صورت های طنز، جدی، هزل ترسیم و بیان می كند .

در زبان و ادبیات امروز با تغییرات نسبتن گسترده ای كه در سبك بیان و نگارش و در به كارگیری لغات و اصطلاحات و تعبیرات رخ داده و همچنین با دگرگونی كیفی كه در مفاهیم پدید آمده است، مطالب بزرگان و حكایات نیز كم تر درك و دریافت می شوند. اما نمی توان به سادگی از آن همه حكمت و تاریخ و گزارش به جای مانده از گذشته های بسیار دور و خاطره هایی كه روزگاری واقعیت خارجی داشته و به مرور جنبه اساتیری به خود گرفته اند و نیز از آن همه ادب و راه و رسم زندگی و دیگر نكته های پر مایه دل بر كند . پس باید به به ترین وجه و با در نظر گرفتن دریافت كنونی و سلیقه امروزی، از الفاظ زبان و از معانی و مفاهیم بهره گرفت. در گوشه و كنار جهان این راه دوم را برای بهره گیری از ادبیات كهن خود در پیش گرفته اند و بدین ترتیب است كه در هر عصر فرزندان نسل بالنده خود را با تاریخ و استوره و ادب و شعر و نثر گذشته آشنا می كنند و راه دریافت ادبیات هر دوره را كه خواه نا خواه با استوره ها و تاریخ و حكایت و آداب و رسوم گذشته عجین و یا در ارتباط و تعامل جدی است هموار می سازند .

قصه در زبان و ادب فارسی بسته به موضوع، سبك نگارش و شكل قهرمان ها به انواع گوناگون: عامیانه، ادبی، حماسی، عشقی، اخلاقی، مذهبی، ملی با نام های: كودكان، پریان، حیوانات و .... تقسیم می شود .


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 06 آذر 1392 ] [ 17:38 ] [ koosh-nameh ] [ ارسال نظر(4) ]
بازنوشتی از شاهنامه در «دفتر دانایی و داد»

 

 

دفتر دانایی و داد عنوان جدید‌ترین اثر میر جلال الدین کزازی، در برگیرنده داستان‌ های شاهنامه به نثر است.

 

 

  

                                                    بازنوشتی از شاهنامه در «دفتر دانایی و داد»

نویسنده در این اثر کوشیده که زبان این کتاب همسو و هماهنگ با زبان شاهنامه باشد و به همین دلیل دفتر دانایی و داد را با استناد به ابیات این اثر گرانسنگ ادبیات پارسی نوشته است.

دکتر میر جلال الدین کزازی درباره دفتر دانایی و داد چنین گفته است:
دفتر دانایی و داد کتابی است که داستان‌های «شاهنامه» را در آن نوشته‌ام و به سخن دیگر آن‌ ها را به ریخت نثر درآورده‌ام. از ویژگی ‌های کتاب که همانند هم دارد، در این است که به زبانی است همساز و هماهنگ با زبان «شاهنامه»، از این‌روی می‌توان آن را کتابی دیگرسان در این گونه دانست. آن‌ سان که گفته شد، من تنها داستان‌های «شاهنامه» را به نثر درآورده‌ام و بخش‌های دیگر به کناری نهاده شده است.

به گفته وی زبان کتاب یادآور زبان شاهنامه است و تاریک و پیچیده و دشوار و دیریاب نیست. کسانی که این کتاب را پیش از چاپ خوانده‌اند، در این ‌باره هم‌ داستان بوده‌اند که نثر کتاب روان و روشن است و خواننده را با خود در می‌کشد و به پیش می‌ برد، اما به هر روی ناگفته پیداست داوری با خوانندگان کتاب است.
باشد که خواندن این کتاب خواننده را چون ایرانی و فرزند فرهنگی فردوسی، در نهان و نهاد خویش، شیفته شاهنامه است، وادارد که نامه فرهنگ و منش ایرانی را پیگیر و پایدار بخواند. من بی گمانم که هرکس این نامه نامبردار را بخواند و با جهان شاهنامه آشنا شود که مگر جهان ایرانی نیست، جهانی شورانگیز و فسون‌بار، هرگز دل از آن برنخواهد گرفت و از آن پس آن را، پر شور و شیفته‌وار، خواهد خواند.
کتاب دفتر دانایی و داد اثری از میرجلال‌الدین کزّازی از سوی انتشارات معین منتشر شده است.

[ چهارشنبه 06 آذر 1392 ] [ 17:38 ] [ koosh-nameh ] [ ارسال نظر(1) ]
تجزیه و تحلیل حکایاتی از کوش نامه براساس نظریه ولادیمیر پراپ

نمويسندگان : دکتر فاطمه کوپاهي(دانشيار دانشگاه پيام نور و عاطفه سادات موسوی، کارشناس ارشد رشته زبان و ادب فارسي، دانشگاه پيام نور، نشريه مطالعات داستاني، دوره اول شماره اول تابستان 1389، صفحه 103-122.

چکيده:

ولادیمیر پراپ، فولکلورشناس روسی، در نظامی ابداعی به بررسی ریخت­شناسانه قصه­های پریان روسی پرداخت. پراپ رده­بندی را از محتوا و مضمون قصه به مشخصات صوری و ساختمانی آن منتقل می­کرد و این مشخصه­ها را مورد پژوهش قرار می­داد، بنا به تعریف وی ریخت­شناسی، توصیف قصه­ها بر پایه اجزای سازنده آنها و همبستگی و ارتباط این سازه­ها با یکدیگر و یا کل قصه است. این نوشتار، تحلیل حکایاتی از «کوش­نامه» با به کارگیری روش ریخت­شناسی پراپ است. کاربرد این روش، آزمونی برای نظریه ریخت­شناسی در نوع ادبی «اسطوره» به شمار می­رود. بسیاری از اجزاء و کنش­های بررسی شده در روایات «کوش­نامه» با روایت­شناسی پراپ یکسان است. همچنین با بررسی تطبیقی ساختار حکایات، هم­گونی­هایی در زیر ظاهر آشفته و گوناگون آن نمایان می­شود.

 

جهت دانلود اصل مقاله به آدرس زير مراجعه فرماييد:

 

http://pl.journals.pnu.ac.ir/?_action=articleInfo&article=101


ادامه مطلب
[ شنبه 11 آبان 1392 ] [ 16:30 ] [ koosh-nameh ] [ ارسال نظر(0) ]
بررسي و معرفي برخي ازقهرمانان اساطيري منظومه ي كوش نامه

چکيده:

منظومه ي كوش نامه در زمره ي حماسه هاي ملي، اساطيري و پهلواني است كه حكيم ايرانشاه بن ابي الخير در قرن ششم ه.ق آن را به نظم درآورده است. اين كتاب داستان كوش پيلگوش، برادر زاده ي ضحاك است كه سال هاي طولاني در چين، مغرب و آفريقا با قدرت و ستمگري فرمانروايي كرده و در اين مدت همواره با جمشيديان به دشمني و نبرد مي پردازد، اما سرانجام، راه دادگري و يزدان پرستي پيشه مي كند. اين كتاب، حاوي شرح ويژگي هاي تعدادي از شخصيت هاي اساطيري است. در منظومه، همچنين، قهرماناني حاضرند كه حكيم فردوسي نيز از تعدادي از آن ها پيشتر و با روايتي متفاوت سخن گفته است. با بررسي اين قهرمانان مشترك و شباهت ها و تفاوت هاي داستاني ميان آن ها در مي يابيم مآخذ دو منظومه، تا حدودي با يكديگر متفاوت بوده اند كه ارائه ي آن ها به پربار كردن فرهنگ تاريخ اساطيري و حماسه ي ملي ياري مي رساند.

 

منبع:

 زهرا دشتيان، مجله مطالعات ايراني، سال نهم، شماره 17

http://www.magiran.com/view.asp?Type=pdf&ID=749888

[ شنبه 11 آبان 1392 ] [ 16:24 ] [ koosh-nameh ] [ ارسال نظر(0) ]
رمزشناسی گاو برمايه در شاهنامه

چکيده سخنرانی آرش اکبری مفاخر در همايش بزرگداشت فردوسی در دانشگاه فردوسی مشهد:

گاو برمايه از پر راز و رمزترين موجودات شاهنامه است. بازشناسی نقش او به عنوان نماد خرد و فره، در روند نمادشناسی در اساطير و حماسه­های ايرانی بسيار مهم است. پس از آنکه اهريمن، خرد را از تن جمشيد دور می­کند، به سبب ادعای خدايی و دروغ­گويی از سوی جمشيد، فره در پيکر مرغ وارَغنَه از او جدا می­گردد. مرغ وارَغنَه در گردش اسطوره­ای خود به سيمرغ و سپس در پيکر زمينی خود به گاو برمايه دگرگون می­شود.

    خرد و فره گريخته از جمشيد از طريق شير گاو برمايه به فريدون می­پيوندد. ضحاک که در به دست آوردن خرد و فره جمشيدی ناکام مانده، گاو برمايه را می­کشد. پس از کشته­شدن گاو، جهان دچار بی­نظمی و آشوب شده، رو به ويرانی می­نهد و مردم دچار سختی می­شوند تا اينکه فريدون با گرز گاوسر خود که نماد خردمندی و فرهمندی اوست، بازگشته، ضحاک را از ميان برمی­دارد و گيتی را به دوران جمشيدی بازمی­گرداند.

[ سه‌شنبه 07 آبان 1392 ] [ 19:01 ] [ koosh-nameh ] [ ارسال نظر(0) ]
پيوند خويش كاري هاي اسطوره اي و حماسي بانوان در داستانهاي باستان

مطلب زیر از منوچهر رضاپور در http://library.tebyan.net درج شده است که در عیناً نقل می شود:

 

يكي از دلايل هميشگي پژوهش بر روي اساطير، اهميت آن در مطالعات فرهنگي است، چرا كه اسطوره و فرهنگ هيچ گاه از هم جدا نبوده اند و بيهوده نيست كه شادروان دكتر بهار گفته است: «در واقع آنچه امروز فرهنگ مي ناميم در جهان باستان برابر اسطوره و آيين بوده است.»(1) بنابراين فرهنگ امروز بشري، بدون شك وامدار دوران اساطير است، دوراني كه اگر چه پايان يافت، اما روح آن در ساختار اجتماعي و فرهنگي دوران تاريخي كالبدينه شد.

با پايان يافتن دوران اساطير، موضوعات اساطيري تغيير شكل و كاركرد مي دهند تا در دوران تاريخي بتوانند به حيات خود ادامه دهند. اساطير در دل فرهنگ، تاريخ و ادبيات همه اعصار جاي مي گيرند و البته در اين تغيير جايگاه بديهي است كه بخشي از امكانات اسطوره ها سلب مي شود و اساطير اقتضاءات فرهنگ، تاريخ و ادبيات را مي پذيرند.

بهترين زمينه براي حضور اساطير در ادبيات، حماسه است. (اصولاً موضوعات اساطيري در اعصار متأخر به موضوعات حماسي بدل شده اند.)(2) اما در اين سير تحول اسطوره به حماسه مهمترين امكاني كه از اساطير سلب مي شود، عنصر تقدس ديني است. در واقع اسطوره روايتي است كه بر گرد خدايان شكل مي گيرد، حال آنكه حماسه روايتي است كه بر گرد پهلوانان با بيشتر ويژگيهاي انساني آنان شكل مي گيرد.

پهلوانان حماسي در حقيقت (و البته با تسامح) همان خدايان اسطوره اي اند كه در حماسه ها به كالبد انساني درآمده اند. به عبارت ديگر، خدايان اسطوره اي به دو شكل در حماسه ها حضور مي يابند:

1- گاهي خود مستقيماً به دنياي حماسه پا مي نهند و در جريان حوادث تأثير مي گذارند. در ايلياد و اوديسه، دو حماسه يوناني، بارها حضور بي واسطه خدايان و دخالت ايشان را در جريان حوادث شاهديم. همچنين در بعضي روايتهاي اسطوره اي از داستانهاي حماسي ايران نيز حضور مستقيم و ملموس خدايان را در حماسه مي بينيم. مثلاً در جايي از كتابهاي پهلوي آمده است: زماني كه افراسياب آب را از ايرانشهر بازداشت، براي بازآوردن آب، سپندارمد، ايزدبانوي زمين، به شكل دوشيزه اي با جامه اي پرشكوه به خانه منوچهر كه در آن زمان در تصرف افراسياب بود، داخل شد. افراسياب دلباخته سپندارمد شد و از او خواستگاري كرد. سپندارمد نخست افراسياب را واداشت تا آب را به ايرانشهر بازآورد و چون او چنين كرد، آن ايزد بانو به زمين فرو رفت.(3)


ادامه مطلب
[ پنج‌شنبه 02 آبان 1392 ] [ 13:32 ] [ koosh-nameh ] [ ارسال نظر(9) ]